یک اتفاقی که یادم رفته بود .....
روز اربعین مثل پارسال نذری داشتیم دو سال پیش در چنین روزی خدا شما را به من هدیه داد و همون موقع نذر کردم برای سلامتیت نذری بدم و امسال هم بابایی خیلی اصرار کرد و دوباره نذر کردیم خدا کنه هرسال دست وبالم باز باشه تا بتونم برای رضای خدا و سلامتی و عاقبت بخیریت نذری بدم. هفته قبل از نذری هم خونه عمو عیسی رفتیم و اونجا حسابی برف بازی کردیم . ...
نویسنده :
مامان نرگس
13:41











